تبليغاتX
اسلام آمریکایی
بيانگر جدايي دين از سياست است که درمقابل اسلام ناب است.
صفحه نخست ارتباط با ما آرشيو مطالب لينك RSS
كاربر ميهمان خوش آمديد
دوشنبه 1386/11/29

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد.

حضرت امام (ره)

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 11:38 |
چهارشنبه 1386/11/17

در بررسی رهبران انقلاب سه دسته رهبر عنوان می شود . دسته یا گروه اول رهبران فکری یا ایدئولوژی پرداز : این گروه در جریان انقلاب پایگاه خاص خود را دارند . گروه اول وظیفه اش آماده کردن اذهان عمومی جهت اعتقاد به یکسری ارزشها است که برمبنای آن هنجارها شکل بگیرد و مردم هم نقش خود را فهمیده و هم خوب ایفا کنند . این گروه عموما سیاستمداران خوبی نمی شوند چه اینکه نه آموزش دیده اند و نه در حوزه عمل اقدامی انجام داده اند که البته این نسبی است .
رهبران دسته دومی رهبران بسیج گر یا کاریزما: این گروه که عموما نبض اصلی انقلاب را در دست دارند و عموم توده مردم را که افکارشان  آماده شده به صف میکشند . این افراد معمولا روحیات کاریزمایی (پدرسالارانه و فوق طبیعی ) دارند بعنوان رهبران اصلی انقلاب شناخته می شوند ، این افراد با شجاعت و درایت خود همه تاملات انقلاب را به جان خریده و جریان انقلاب را رهبری می کنند که عموما پس از انقلاب ها هم بعنوان قطب اصلی جریان نظام سیاسی جدید شناخته می شوند.
رهبران دسته سوم رهبران مدیر و سیاست گذار: عموما افرادی هستند که هم در جریان انقلاب و هم پس از وقوع آن کارا هستند آنان نیروهای بسیج شده توسط رهبران کاریزما را مدیریت می کنند تا بیشترین استفاده را از شرایط موجود به نفع انقلاب ببرند. و از طرفی سیاست گذاری برنامه های مخالفت بارژیم حاضر هم با آنها است .
اما در جریان انقلاب شکوهمند اسلامی ایران از رهبران دسته اولی می شود از مرحوم فلسفی و کافی  و شیخ حسین انصاریان نام برد. رهبران دسته دومی که مختص حضرت امام (ره)(با توضیح بیشتر)است ورهبران دسته سومی شهید بهشتی و حضرت آقای خامنه ای و...هستند.
پس از این مقذمه روی صحبت من با گروه دوم است که معتقدم در جریان انقلاب اسلامی این گروه کار تمامی گروهها را به نوعی انجام داد، چراکه حضرت امام (ره) از تمامی این مولفه ها بهره مند بود بطوریکه در جریان انقلاب او خود با تربیت شاگردان مختلف نقش رهبر فکری یا ایدئولوگ را هم بازی کرد و از طریق رهنمود های خود به شاگردان ارزش ظلم ستیزی اسلام را به یک هنجار تبدیل نمود و ایفای نقش آن را بر عهده ی آنان نهاد .

اما درباب کاریزمایی ایشان ، او یکی از اسطوره های قرن در سطح بین المللی است ،قدرت ایمان و اعتقاداو به حضرت اله به حدی بود که روزی از ایشان درباره وقایع سال 42 سوال کردن که آیا در برابر فشار رژیم شما ترسیدی و ایشان عنوان می کند وا... لحظه ای نترسیدم ، و این نشان از توکل و یقین قلبی او به خدا می باشد . از طرف دیگر قدرت بسیج گری او به حدی بالا بود که بایک پیام ساده همه ی آحاد ملت خون در رگشان دویده و بر خیابان ها حاضر می شدند و تا پای جان در برابر طاغوت می ایستادند و عموما به خیل عظیم شهدا می پیوستند .

 هم او بود که فرزند خلف سید الشهدا (علیه السلام) بود و فرمود تکلیف مارا سید الشهدا(علیه السلام ) مشخص کرد و با این عناوین فرهنگ شهادت طلبی را در دل جوانان روشن کرد . چه جوانانی که با دم مسیحایی او در جریان انقلاب اسلامی از راه خطا خارج شده و دنیای صواب رهنمون گشتند از جمله گلسرخی که یک جوان کمونیست است او باید علی الظاهر بی دین باشد و لی در دادگاه از عشق به مولا علی و مولا حسین (علیهم السلام)و عشق به امام (ره)دم میزند . باز ایشان بود که شاگردانی  تربیت کرد که مدیران نظام اسلامی شدند و به نوعی می توان شاهکار ایشان را مقام عظمای ولایت نامید که حقا و انصافا این کشتی عظیم حکومت اسلامی را مدبرانه تا به امروز و ان شا ا... تا ظهور حضرتش هدایت می کند. و از طرفی خود ایشان مدیر بود چه اینکه ازطرفی جریان ها را از جمله شرکت نفت و... را مدیریت می کرد و هم تئوری حکومت اسلامی را در سطح فقاهتی تبیین می نمود. و از همه مهمتر اعتماد او به مردم و آرای آنان بود .
در یک نتیجه گیری کلی ملت ایرانی امامی را از دست داد که جامع علم و عمل بود ، پدر تقوای زمان بود و سخنش بوی توحید می داد و از جنس سخن رسولان الهی بود هم او بود که پرچم اسلام ناب را برافراشت و عالم را که در سیطره ی شرق و غرب بود با ندای اسلام احیا کرد تا در اوج تاریکی کمونیسم و لیبرالیسم کورسوی امیدی برای ادامه حیات معنوی باشد و در نهایت پدری رفت که مهربان ترین پدر در طول انقلابات حادث شده در تاریخ بود.
شادی روح حضرت امام(ره) و سلامتی مقام عظمای ولایت صلوات 

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 0:27 |
یکشنبه 1386/10/16

  حضور رهبر انقلاب در خانهي شهدا

 

 

توي 4 تا خانه شهر يزد پنجشنبه‌ شب مهماني خاصي به پا شده بود؛ مهماني كه غيرمنتظره به چند خانوادهي شهيد يزدي سر زد و...! 

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، رهبر انقلاب شب گذشته به چند خانواده‌ي شهيد سر زدند. اين بازديد حاشيه‌هاي جالب توجهي داشت.

 

*توي 4 تا خانه شهر يزد پنجشنبه‌ شب مهماني خاصي به پا شده بود؛ مهماني كه غيرمنتظره به چند خانوادهي شهيد يزدي سر زد و...!
اشك نريختم!
"
صل علي محمد، عباس بن علي خوش آمد؛
صل علي محمد، يوسف زهرا خوش آمد."
ذوق‌زده شده بود پيرمرد؛ باورش نميشد. يعني درست ميديد؟ نكند چشمهاي كم سويش خطا ميكرد؟ خصوصاً الآن كه باران اشك هم از آن سرازير بود.
"
من براي 2 تا شهيدم اشك نريختم ولي الآن نميتونم جلوي خودم رو بگيرم."
خيلي حرف براي گفتن داشت؛ اما، اما آقا را بغل كرده بود و ميبوسيد و ميگفت: "زبونم نميگرده حرف بزنم؛ نميدونم چرا دارم گريه ميكنم؟ پسر دومم كه شهيد شد، يك بچهي 6 ماهه داشت؛ بدون اينكه اشك بريزم، براي امام پيام فرستادم؛ من اين طفل 6 ماهه رو هم بزرگ ميكنم، ميفرستم جبهه؛ شما نگران نباشيد!"

 

كدام يك؟!
بندهي خدا، هنوز منتظر بچههاي روايت فتح بود؛ آن هم با سر و وضع خيلي ساده و لباس توي خانه: يك پيراهن سفيد يقه آخوندي، يك زيرشلواري آبي نفتي و يك عباي شكلاتي.

 

*****

 

"اگه ميشه يه دست روي سر و شونهي من بكشيد حاج آقا. اوضاعم خرابه؛ همين امسال از بافق كه برميگشتيم، تصادف كرديم و ماشينمون 4 تا معلق زد. خانومم كه عمرش رو داد به شما؛ خودمم گردن و سر و شونهم داغون شد."

 

دست آقا سر و گردن و شانهي پيرمرد را نوازش ميداد. پدر شهيد هيچ چيز نميديد؛ اشك امانش نميداد. دست رهبر اما حسابي نازش ميكرد و حتي اشكهاي چشم و عرق صورت پير را لمس ميكرد. همان دستي كه پس از ناز و نوازش پيرمرد، اول عينك را از چشمان صاحبش برداشت و بعد به صورت خود آقا كشيدهشد؛ راستي كدام متبرك شده بودند؟ سر و صورت پدر شهيد يا دست آقا؟ يا شايد هر دو؟!

 

غافلگيري
"
دوستان مال روايت فتح هستند؟" برادر شهيد از محافظ آقا ميپرسيد.

 

محافظ هم لبخندزنان به او ميگفت: "تقريباً يه چيزي تو همين مايهها. البته چند دقيقهي ديگه يه مهمون ويژه هم از راه ميرسه."

 

" آقاس. رهبر انقلاب. مقام معظم رهبري. من مطمئنم. خودم ديشب خوابش رو ديدم. خواب ديدم آقا خامنهاي ميياد خونهمون. از خواب كه پريدم، ختم صلوات نذر كردم. از صبح تا حالا هم نذرم رو ادا كردم."

 

خواب خواهر شهيد همهي بچههاي تيم حفاظت و همراهان آقا را شگفت زده كرده بود. همه را به جز خود آقا. ايشان با آرامش گفتند: "دلهاي پاك شما رؤياهاي صادق را جلوي چشمتان ميآورد."

 

بزرگترين آرزو

 

- "آقا! ميشه ازتون يه خواهش بكنم؟ "

 

آقا كه داشتند گوشهي قرآن اهداييشان به خانوادهي شهيد يادگاري مينوشتند، سرشان را بلند كردند: "بفرماييد."

 

خواهر شهيد با خوشحالي گفت: "ميشه چفيهتون رو به من بدين؟"

 

آقا لبخندي زدند و گفتند: "كاش يه آرزوي بهتر كرده بوديد!"

 

خواهر شهيد بيمعطلي با لهجهي غليظ و شيرنش جواب داد: "آرزوم سلامتي شماس. ديگه آرزو بزرگتر از اين نميتونم بكنم."

 

آقا چفيه را از روي دوششان برداشتند؛ خانم جلو آمد و قبل از آنكه چفيه را بگيرد، پايين عباي آقا را بوسيد: "ببخشيد كه نميتونم دستتون رو ببوسم."

 

آخرين شهيد

 

- "مادر! بلند نشيد از جاتون."
- "
چرا خبر نداديد گوسفند قرباني كنيم؟"
- "
ما بيخبر ميآييم. قرباني هم نميخواهد."
- "
شهيد ما آخرين شهيد استان يزد بوده؛ 14/5/67 شهيد شده."
- "
انشاء الله خدا شهيدتون را با رسول خودش محشور كنه."
مادر شهيد اشك ريزان لبخند ميزد.

 

شب گرم زمستاني

 

به محض اينكه فهميد، نتوانست صبر كند. با همان يكلا پيراهن دويد توي حياط.
محافظ‌ها گفتند: " آقاچند دقيقه ديگه ميرسن."

 

گفت: " مهمونم رو بايد از دم در استقبال كنم."

 

پيرمرد توي حياط به عصايش تكيه داده بود و ميلرزيد. يكي از محافظ‌ها دويد توي اطاق. كت پدر شهيد را برداشت و آورد انداخت روي دوش نحيف مرد. پيرمرد هنوز ميلرزيد.
چند لحظه بعد پيرمرد صلوات بلندي فرستاد و خم شد دستهاي رهبرش را بوسيد. انگار ديگر توي بغل آقا احساس سرما نميكرد.
 

 

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 21:49 |
دوشنبه 1386/06/19

 صدور انقلاب، یعنی صدور فرهنگِ انسان سازِ اسلام و صدور صفا و ‏خلوص و تكیه و

اصرار بر ارزش‌های انسانی.

 امام خمینی(ره) 19/4/68

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 11:1 |
دوشنبه 1386/04/25

اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه اي

 

 

 

 

میلاد پرچمدار اسلام مبارک.

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 11:34 |
یکشنبه 1386/03/13

خبر کوتاه بود و مختصر اما سنگین :انا لله و انا الیه راجعون روح خدا به خدا پیوست

پدر دودستی تو سرش کوبید مثل مجنونها این ور و اونور میرفت مادر نفهمید چه جوری از خواب بلند شده و کی به پهنای صورت اشک ریخته . همین یک جملی کافی بود تا فردای آنروز ۱۰میلیون نفر بریزن تو تهران از بالا یک جریان سیاه به سمت جنوب تهران در حال حرکت بودن هیچ کس حال خودشو نمی دونست یکی داد میزد یتیم شدم یکی غش کرده بود و اون یکی بهت زده از همه می پرسید چی شده؟ پدر اما در طول مسیر بارها زمین نشست مادر اینقدر هول شده بود که نفهمیده بود چادر رو بر عکس سرش کرده هرکی رو تو شهر میدیدی چشاش ورم کرده بود .

خدایا چی شده ؟روح خدا کی؟ انا لله یعنی چی ؟ بابا چشه؟ مردم چرا گریه میکنن ؟ عاشورا که نیست؟ پس چشونه تو همین حال بودم که ناگهان رسیدیم به جایی که تا چشم کار میکرد آدم بود چه خبره نکنه تجمعه اما نه همه گریه میکنن برا اینکه بمن اسیبی نرسه بابا رفت روی یه بلندی خودمو بالا کشیدم تا ببینم چه خبره اما نفهمیدم به بابام پیله کردم منو رو دوشش بذاره و رفتم بالا دیدم یه تخته چوب مثل یه تیکه چوب رو دریا موج گونه این ور واونور میشه بغلش یه عده تو سر میزنن کمی اونور تر یه نفر غش کرد وروسر جمعیت بردنش تو حال کودکی خودم بودم که یهو یه عکس دیدم  با شادی به بابام گفتم بابا بابا عکس امام که یهو دیدم بابام زد زیر گریه منم از ترسم گریم گرفت فکر کردم براش مشکلی پیش آمده که گریه میکنه .

پرسیدم بابا این مردم این جا چی کار میکنن گفت بابا جون تشیع جنازه است . گفتم کی مرده ؟گفت همون امام که عکسشو دیدی پر کشید و رفت پیش خدا بی اختیار صورتم خیس شد دلم براش تنگ شده بود اخرین بار تو تلویزیون تو بیمارستان بود و نماز می خوند اما باز تو عالم بچگی نفهمیدم چه خبره که امروزه روز خودمو سرزنش میکنم .بهر تقدیر:

صحابی آخر الزمانی رسول الله (ص) به خدا پیوست

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 9:7 |
یکشنبه 1386/03/13
روخ خدا در كالبد زمان به خدا پيوست

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 1:24 |
شنبه 1386/02/15

كلام ولايت
من به عناصر سياسي داخلي هم دوستانه نصيحت مي كنم ، مراقب باشند ، طوري حرف نزنند ، طوري موضعگيري نكنند كه به مقاصد دشمن در جنگ رواني كمك شود ، به دشمن كمك نكنند. امروز هركس كه مردم را نا اميد كند و به خود ، به مسولين و به آينده بي اعتماد كند ، به دشمن كمك كرده . امروز هركس كه به اختلافات دامن بزند به دشمن ملت ايران كمك كرده . كساني كه قلم دارند ، بيان دارند ، تريبون دارند يا، جايگاهي دارند بايد مراقب باشند ، نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده بكند . جنگ رواني دشمن مهمترين بخش مبارزه ي دشمن با ملت ايران است.
 قابل توجه جوجه فكلي مثل علي نژاد و فراري مثل گنجي يا احزابي مثل مجاهدين انقلاب داداش منافقين و شاگردان امامي مثل شيييييييييخ اصلاحات كروبي(50هزاري)

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 0:14 |
دوشنبه 1386/02/03

توجه به خدا و هجرت از خود به خدا بزرگترين هجرتهاست ، هجرت از نفس به حق و از دنيا به عالم غيب شما را تقويت مي كند.

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 0:54 |
جمعه 1386/01/17

دو چيز به نام اسلام است كه شايد برخي از ظواهر اين دو با هم شباهت داشته باشد ، اما روح و لب و جهت گيري اين دوچيز يكسان نيست . اسلام حقيقي ، اسلام قرآني و اسلام ناب محمدي (ص) ، آن اسلامي است كه پيروان خود را به وضع جديدي از زندگي دعوت مي كند ودر خدمت صاحبان قدرت و روساي شرق و غرب قرار نمي گيرد . يك اسلام هم همان اسلامي است كه اسم اسلام و ظواهر اسلام را دارد ، اما به آساني در خدمت امريكا و غرب و شرق قرار مي گيرد ،مثلِ اسلامِ همين قلدرهايي كه در برخي كشورهاي اسلامي ، مسلط هستند . آنها هم از اسلام دم مي زنند اما اسلام براي آنان يك دكان و وسيله ي حيات و يك وسيله ي قدرت است . ‍‍‌والِّا اسلام ، اگر همان اسلام قراني باشد تسلط امريكا بر سرنوشت مسلمين و يا بر مخازن نفتي مسلمين را صريحا رد مي كند.

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 23:10 |
جمعه 1386/01/17

ما بايد در كارهايي كه دشمنان ما مي كنند دقت كنيم و تحليل كنيم ،ببينيم كه آنها به چه چيز زياد اهميت مي دهند و انگشت روي چه حيثيتي از حيثيات مسلمين مي گذارند ، وبفهميم كه انچه كه انها بر ان اصرار دارند ، هماني است كه براي مسلمين و براي بشر بد است ، ما از گفتار و كردار آنها بايد كشف كنيم كه اينها چه مي خواهند و ما بايد چه كنيم ..... هر راهي را كه انتخاب كردند ما بايد راه مقابلش را پيدا كنيم

صحيفه نور ج15 ص277

ارسال شده توسط محمد صادق خوشبین در ساعت 23:8 |