(2)
(4)
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه!»
به نقل از وبلاگ اشیانه دوستی
شاید زمان نگارش این مرقومه دیر باشد اما ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است چه اینکه این مساله به قدری مهم است که می بایست حول آن بسیار نوشت تا کج فهمان و کج اندیشان از آن سواستفاده ننمایند .
این بیت شعر یادتان هست :
اصرار به احمدی نژاد است هنوز
چون مالک اشتر علی ع می خواهیم
آن روزی که این ابیات سروده می شد تمام دلخوشی بچه حزب اللهی ها این بود که از کسی دفاع می کنند که اعتقاد دارند مالک اشتر علی است , اما متاسفانه طی چند روز گذشته اتفاقاتی رخ داده که آن اعتماد سابق را خدشه دار نموده ، البته این به آن معنا نیست که احمدی نژاد مقابل رهبری قرار گرفته که اگر اینطور بود الان کفن پوش مقابل نهاد ریاست جمهوری بودیم اما احساس می کنیم که احمدی نژاد دچار اشتباه بزرگی شده و آن دیر لبیک گفتن به سخن ولی است و این رفتار شایسته مالک اشتر نیست چه اینکه سرباز همواره باید در مقابل فرمانده خود مطیع گوش به زنگ باشد .

نگارنده کاری به تعویض وزرا و یا اتفاقات بعدی ندارد چه اینکه در این جریان مساله دیگری نیز روشن شد و آن سالوس صفتی برخی نزدیکان احمدی نژاد بود که به هر وسیله می خواستند در قدرت بمانند ولو اینکه شخصیت دکتر را لگد مال کنند و امروز اگر نقدی می کنند به جهت از دست دادن قدرت از دست رفته است .
اما روی صحبت با احمدی نژاد است : جناب دکتر تمام افتخار شما که بالاتر از ویژگی های کاری و رفتاری شما بوده اطاعت پذیری محض شما از ولایت فقیه بوده است و اگر امروز می بینید که 24 میلیون رای دارید به جهت آن است که مردم مومن ایران اسلامی شمارا ولایی تصور کرده اند و اگر روزی خلاف آن ثابت شود جمعیتی بالاتر از آن 24 میلیون روبروی جنابعالی قرار می گیرند و خواستار کناره گیری شما از آن جایگاه به دلیل خیانت به اعتماد عمومی می شوند ؛
پس حواس خود را جمع کن که پای خود را کج نگذاری که با خشم امت مسلمان شیعه ایران اسلامی مواجه می شوی و بدان که خط قرمز مذهبیون در ایران احمدی نژاد و امثالهم نیست بلکه صدها احمدی نژاد فدای یک تار موی حضرت آقا چه اینکه مردم با هیچ کس عقد اخوت نبسته است

سرخم می سلامت شکند اگر سبویی
در بین دولت های پس از دفاع مقدس دولتی که در اذهان عمومی بیشترین انتصاب را به ولایت پذیری دارد دولت نهم می باشد و این مهم به دلیل رفتار مطیعانه رئیس دولت نهم و هیئت دولتش در طول دوران تصدی ریاست جمهوری نسبت به ولی محترم فقیه بوده است .
اما متاسفانه این روزها به دلیل نزدیکی به انتخابات فضایی مسموم حاکم شده است که این در این فضا بناست دولت در مقابل رهبر معظم انقلاب قرار گیرد و این مساله مهم زیر سوال رود ؛ در این بین حرکت اشتباه دولت نهم نیز مزید بر علت شده هیزمی مناسب برای آتش افروزان فراهم نموده است .
البته اشکالی که به دولت وارد است به جهت ترک اولی است نه به جهت تخلف و آن به این معنی است که پیش از این الحاق بایستی نظر ولی محترم فقیه پرسیده می شد تا موضع معظم له در این باره مشخص گردد و سپس اقدام به الحاق با شرایط فعلی مینمود .
اما از طرف دیگر مخالفان دولت در اقدامی هماهنگ سعی بر این مطلب داشتند که نشان دهند دولت قصد دارد خلاف نظر رهبری عمل کند و نظر معظم له را در این امر دخالت ندهد که با پاسخ قاطع دکتر الهام این هجمه تبلیغاتی نقش بر آب شد و دوباره ماهیت مخالفان دولت مشخص گردید ،
دکتر الهام با اشاره به لغو مصوبه شوراي عالي اداري تأکيد کرد:اجرایی شدن این مصوبه منوط به نظر رهبر معظم انقلاب بوده و پس از اطلاع از اینکه نظر مبارک ایشان این است که این الحاق درست نیست، اجرایی شدن این مصوبه ملغی شد

وی در ادامه صحبت های خود میزان ولایت پذیری دولت نهم را اینگونه بیان نمود که :تأمین نظر رهبر معظم انقلاب مبنای کار دولت و اسباب خیر و صلاح کشور است و نظرات ایشان موجب توفیق الهی برای دولت است و همواره چراغ روشن راه دولت بوده و خواهد بود
در جایی دیگر جناب رسایی نماینده مجلس نیز در وبلاگ خود به جلسه چندی پیش خود با رئیس جمهور اشاره کرده و از قول وی عنوان نموده که : احمدي نژاد يادآوري كرد كه پس از شركت در اجلاس دوربان و محاكمه رژيم نژادپرست صهيونيستي به ديدار رهبر معظم انقلاب نرفته و امشب خواهد رفت و در خصوص مساله الحاق حج آنچه مورد نظر رهبري باشد را مبناي عمل قرار خواهد داد
این اظهار نظر نیز به وضوح موید این مطلب است که در دولت نهم صحبت نهایی و رای نهایی ، رای و نظر ولی محترم فقیه است و هیچ مساله ای سبب نمیشود که سخن رهبری روی زمین بماند و به آن توجه نشود
، مساله ای که بارها توسط دولت های 16 سال گذشته با انواع شانتاژ ها و تبلیغات سوء نادیده گرفته می شد و بارها در دوران اصلاحات به تقابل دولت و ولی فقیه منجر شد که این ولی فقیه بود که با درایت خود گذشت می نمود و دولت را آزاد می گذاشت .
اما در پایان انتظار می رود دولت نهم با توجه به رویکرد ولایی خود حواس خود را بیشتر جمع نموده و ترک اولی نکند.
در اکثر نظام های سیاسی انتخابات مظهر دمکراسی و مقبولیت آن نظام ها می باشد و تمامی قوای درون نظام سعی بر این مطلب دارند که با گفتار و رفتار خود انتخابات را هرچه باشکوهتر برگزار کنند . در جمهوری اسلامی ایران نیز انتخابات همواره صحنه پرشور رقابت کاندیداها و حضور گسترده مردم بوده و همواره حضرت امام (ره ) و پس از ایشان مقام معظم رهبری مردم را به شرکت همه جانبه و گسترده در انتخابات دعوت نموده و آن را تکلیفی الهی بر شمرده اند.
امسال نیز انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در پیش است و افراد متفاوت اظهار نظرهای مختلفی را له یا علیه کاندیداهای احتمالی به زبان می آورند , اما نکته قابل تامل در این میان اظهار نظرهای برخی از مسئولین نظام نسبت به سلامت انتخابات است که حتی رهبری را ننیز وادار به واکنش نموده است

بطوریکه ایشان روز چهارشنبه در جمع معلمان , پرستاران و کارگران فرمودند :با حضور پرانگيزه مردم، همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوبی در ايران برگزار شده اما متأسفانه برخی دوستان بیانصاف و كسانی كه جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه كنند، با ناسپاسی، عليه ملت حرف می زنند و با تكرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زيرسئوال می برند.
این فرمایش تند رهبری در حالی ابراز شد که در سال گذشته در همایش سی سال قانونگزاری هاشمی رفسنجانی گفته بود :بعید است مردم ضد انقلاب شوند، اما اگر احساس کنند رأیشان در سرنوشتشان بی اثر است و متولیانی پیدا میشوند که رأی آنها را هر جور که میخواهند، میخوانند، آنگاه دلسرد میشوند

وی افزود: «حتی اگر بر اساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد می شود و این اتفاق شومی خواهد بود.
اما متاسفانه مساله به اینجا ختم نشد و پس از هاشمی افراد زیادی این مساله را تکرار نمودند که این خود به نوعی دو مطلب را القا می نمود اول اینکه در این نظام احتمالا از این دست اتفاقات سابق بر این افتاده و دوم اینکه دولت فعلی اقداماتی انجام می دهد که سبب تشکیک در سلامت انتخابات میشود .
در حالت ابتدایی رهبری در ادامه دیدار چهارشنبه اینطور اضافه نمودند : در يكی دو انتخابات، شبهاتی برای عده ای پيش آمده بود اما تحقيق و بررسيِ دقيق نشان داد كه خدشه ای به آن انتخابات هم وارد نيست
در حالت دوم مساله ای که به ذهن متبادر می شود این است که جناح مقابل دولت نهم با اطلاع قبلی نسبت به استقبال سرد مردم از کاندیدای مورد نظر خود اقدام به فرافکنی می نماید و تلاش می کند با مطرح نمودن همچون مباحثی این نتیجه را معطوف به تخلف دولت نماید و انتخابات را ناسالم معرفی کند .
از جمله اینکه مصطفى درايت، عضو شوراى مرکزى جبهه مشارکت، نيز با اشاره به هشدارهاى هاشمى رفسنجانى در خصوص سلامت انتخابات و محدود کردن حضور مردم در انتخابات گفت: اينگونه هشدارها نشاندهنده اين است که عدهاى در کشور به امانتدارى راى مردم اعتقادى ندارند. درايتى که مشاور امور روحانيت در دولت خاتمى بود، در ادامه افزود: عدم اعتقاد به راى مردم موجب اتفاقات ناخوشايندى در روند برگزارى انتخابات مىشود و اين اظهارنظرها نشان مىدهد که احتمال تحميل عقيده شخصى در نتيجه انتخابات وجود داد.
و یا نامه ی سرگشاده مهدی کروبی به آیت الله جنتی مبنی بر اینکه حق دارم نگران سلامت انتخابات باشم و.... و ابراز این مسائل در حالی که آیت الله جنتی به عنوان مسئول شورای نگهبان مشی کلی دارد و از عموم دولت ها دفاع نموده است ، این شائبه را تقویت می کند که اصلاح طلبان به جهت رویکرد خدمت گزارانه و مشی مردمی دولت نهم خود را بازنده انتخابات دهم میدانند و سعی در مشوش نمودن فضای انتخاباتی دارند .

اما سوالی که در آخر پیش می آید این است که : این اظهار نظرها به چه قیمت عنوان می شود ؟ به قیمت خدشه به نظام جمهوری اسلامی ؟ به قیمت خوراک درست نمودن برای رسانه های غربی ؟ یا به قیمت فریب دادن مردمی که قصد دارند در فضایی آرام سرنوشت خود را تعیین کنند .
در آخر از اصلاح طلبان که شعار حکومت قانون سر می دهند انتظار می رود که قانون را رعایت نموده و بجای تخریب دولت نهم با اسناد و مدارک مستدل عملکرد خود را آورده و با عملکرد دولت نهم مقایسه نموده و در آنصورت ببینند که مردم به چه کسی رای می دهند .
موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد : نظرم به ولايت فقيه مسئلهاي بود كه گفتم و امكان دارد برخيها قبول نداشته باشند، ولي بنده به آن متعهد و پايبند هستم.
موسوی در مصاحبه با روزنامه تایمز: با اوبا ما ملاقات می کنم زيرا نگاه وي نسبت به جهان خارج بسيار متفاوت است

این روزها برای آخرین نخست وزیر ایران روزهای پرکاری است چه اینکه او به جهت شناساندن خود به مردم ، سفرهای زیادی انجام می دهد و در جلسات متعددی شرکت می کند و مورد سوالهای مختلفی قرار می گیرد .
وی در یکی از همین جلسات در دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر اینکه : نظر شما در خصوص اين جمله امام كه فرمودهاند ولايت فقيه همان ولايت رسولالله است چيست؟ پاسخ گفت: ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها حفظ كرده است و اين قطعا عقيده سياسي بنده است.
وي افزود: بدون اين اصل كه همان ولايت فقيه است قطعا به فرصتهاي اين چنيني نميرسيديم .
موسوي ادامه داد: نظرم به ولايت فقيه مسئلهاي بود كه گفتم و امكان دارد برخيها قبول نداشته باشند، ولي بنده به آن متعهد و پايبند هستم.
از طرف دیگر میر حسین موسوی در گفتگو با روزنامه انگلیسی تایمز عنوان نموده است که : حاضر است چنانچه روابط بين دو كشور گسترش يابد با اوباما ملاقات داشته باشد زيرا نگاه وي نسبت به جهان خارج بسيار متفاوت است
این اظهارات در حالی ابراز می شود که ولی فقیه حاضر در رابطه با اوباما در دیدار نوروزی خود با مردم مشهد فرمودند :
شعار تغيير ميدهند؛ خوب، اين تغيير كجاست؟ چه تغيير كرده؟ اين را براى ما روشن كنيد؛ چه تغيير كرده است؟ دشمنى شما با ملت ايران تغيير كرده؟ كو علامتش؟ دارائىهاى ملت ايران را آزاد كرديد؟ تحريمهاى ظالمانه را برداشتيد؟ از لجنپراكنى و اتهامزنى و تبليغات سوء عليه اين ملت بزرگ و مسئولين مردمى آن دست برداشتيد؟ دفاع بىقيد و شرط از رژيم صهيونيستى را كنار گذاشتيد؟ چه تغيير كرده؟ شعار تغيير ميدهند، اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود.
ما هيچ تغييرى نديديم. حتّى ادبيات هم عوض نشده است. رئيس جمهور جديد آمريكا از اولين لحظهاى كه رسماً به رياست جمهورى رسيد و نطق كرد، به ايران و دولت جمهورى اسلامى اهانت كرد؛ چرا؟ اگر راست ميگوئيد تغييرى انجام گرفته است، كو اين تغيير؟ چرا چيزى ديده نميشود؟
از دیگر سو در میان حامیان میر حسین نیز گروههایی دیده می شوند که در زمان حکومت اصلاح طلبان شدید ترین سخنان را علیه ولایت فقیه ابراز داشتند و حتی در برخی موارد صحبت از حذف آن به میان می آوردند .
احمدسلامتيان:سخنان آقاي خامنه اي درجهت مقابله بارونداصلاحات درايران است. يالثارات، ش 87
محمدرضاخاتمي:هدف اصلاحات پياده كردن قانون اساسي است…اصلاحات امري حكومتي نيست كه اعضاي حكومت آن راتعريف كنند. بهار،29/4/79
این اظهارات و ده ها اظهار دیگر علیه ولایت فقیه و ولی فقیه و سکوت موسوی در زمانی که مشاور سید محمد خاتمی بوده و به آن افتخار کرده است خلاف صحبت امروز میر حسین را می رساند .
چند وقتي است كه عمده مطالب وبلاگ ها تحت تاثير جنايت هولناك صهيونيست ها است و البته اين لازم است چه اينكه در همه حال و با هر وسيله اي بايد اين ظلم بزرگ را داد زد و از طرف ديگر با دستور حضرت آقا مبني بر دفاع مومنان جهان اسلام به هر وسيله ممكن اين دفاع حالت تكليف شرعي پيدا كرده است .
اما نكته اي كه وجود دارد اين است كه در اين فضا برخي به دنبال گرفتن ماهي از آب گل آلود مي باشند و سعي در انشقاق ايجاد كردن در جبهه اصولگرا مي باشند ؛ در همين رابطه ديروز 14 دي ماه87 روزنامه اعتماد ملي در تيتري در راستاي سياستهاي روزنامه از قول باهنر عنوان مي دارد كه :
اصولگرايان به اجماع نخواهند رسيد
با توجه به مطالب بالا چند نكته قابل توجه است كه عنوان مي شود .
1- ابتدا مي شود عنوان كرد كه دير زماني است كه روزنامه هاي دوم خردادي در دو جبهه اقدام به جريان سازي مي نمايند ابتدا با ايجاد فضاي چندگانگي از جامعه و نشان دادن سياهي از عملكرد دولت سعي در اين دارند كه مردم را از اجراي عدالت خسته نمايند تا در اين ميان با فراموش شدن اين ارزش مهم نظام اسلامي دوباره جريان زندگي در بين مسئولين كما في السابق همراه با رانت ‘ ويژه خواري ‘ سرمايه داري و… همراه باشد و در اين ميان بشود ارزشهاي اصلاح طلبان را نهادينه كرد و ظاهري از آزادي ‘ دمكراسي ‘ گفتگوي تمدن ها و هزار دروغ ديگر بر آن پوشاند تا مردم متوجه نشوند كه مثلا 6 ميليارد دلار نفتي چه شد و يا پولهاي شهرام جزايري چه شد ؟ و…
از طرف ديگر همراه با اين سياه نمايي و بعضا تخريب‘به دنبال ايجاد تشكيك در جبهه اصولگرا است به اين اميد كه در اين ميان بشود اين طور وانمود كرد كه اين دولت به قدري بد كار كرده كه اصولگرايان اميد به راي آوردن دوباره ندارند پس دنبال فرد ديگري مي گردند كه روي آن اجماع كنند و در اين ميان مصاحبه هاي فراوان با نمايندگان طيف اصولگرا برقرار مي كند و گوشه اي از كلام آنها را گرفته و سندي بر ادعاي خود مي آورد.
2- اما از طرف ديگر اين حركت روزنامه هاي دوم خرداد ي به آن جهت اين است كه حواسها را از سمت جبهه دوم خرداد پرت نمايد تا مردم متوجه نشوند كه اين گروه پس از هشت سال حكومت داري در ايران و متوجه شدن ذائقه مردم‘ هنوز ياد نگرفته اند اجماع كنند و بالاخره روي يك نفر به نتيجه برسند چه اينكه آن طور كه خود ادعا مي كنند در آن گروه عده اي تندرو هستند كه هم در پي سرنگون كردن جمهوري اسلامي هستند و هم هيچ گاه نمي گذارند كه اصلاح طلبان به اجماع برسند .(كه البته مطلب بالا نيز نوعي فرافكني رو به جلو است چه اينكه اساسا اين افراد در بين معتدلين خود نيز به نتيجه نرسيدند و هنوز هر كس بر ساز خود مي كوبد)شاهد واضح بر اين مدعا جدال سخت لفظي و بعضا فيزيكي طرفداران نوري و خاتمي در دانشگاه تهران در جلسه سخنراني خاتمي است و يا خود محوري كروبي در اعلام كانديداتوري و عدم لبيك گفتن ديگر اصلاح طلبان به تاريخ وي كه 20آذر ماه بود .
حتي ديده ميشود كه اصلاح طلبان از حضور محمد خاتمي (شاه سلطان حسين) نيز مايوس شدند و اين بار سرمايه گذاري خود را روي مير حسين موسوي بنا كردند تا شايد بتوانند از ذهنيت كم و بيش مثبت وي در قسمت تاريخي مغز مردم استفاده كنند و توجه را به سمت خود جلب كنند كه اين هم در نوع خود عجيب است چه اينكه مير حسين تقريبا با مدل كمونيستي خود در اقتصاد قطعا امروزه با داغ شدن اصل 44 و امر خصوصي سازي حرفي براي گفتن ندارد و ناگفته معلوم است كه بنا است با آمدن وي تيم اقتصادي از طرف كارگزاران بيايد تا هم در سياست اصلاح طلبان چيره شوند و هم براي اينكه مافياي اقتصادي كارگزاران اجازه حكومت كردن به اصلاح طلبان بدهد اين خوش خدمتي را به آنها بكنند.
3- در آخر مي خواهم توصيه اي به اين روزنامه ها بكنم مبني بر اينكه با توجه به اينكه در نمايشگاه مطبوعات در آذر ماه آقاي گرامي مقدم در بازديد از غرفه روزنامه وطن امروز عنوان داشت آمدن يا نيامدن خاتمي يا كروبي به شما چه دخلي دارد شما روي اقدامات دولت كار كنيد كه چه وچه ‘ من هم به شما عرض مي كنم كه اجماع يا عدم اجماع اصولگرايان دردي از شما دوا نمي كند چه اينكه حتي در صورت عدم اجماع اصولگرايان بر روي احمدي نژاد ‘ وي يكي از كانديداهاي رياست جمهوري است كه پايگاه عميقي در بين شهرها و روستا ها ي ايران دارد چه اينكه در آنجا مردم به چشم پيشرفت فيزيكي و معنوي را درك مي كنند و براي استمرار اين حركت و با توجه به اينكه دهه بعد دهه عدالت و پيشرفت است ‘ به سختي ميتوان درك كرد كه به اصلاح طلبان اعتماد كنند .
ازطرف ديگر فكري به حال خود بكنيد كه هرروز سراغ فرد جديدي مي رويد تا شايد بتوانيد حديثي مفصل از اين مجمل بخوانيد و در اين ميان اقبال مردم را بسنجيد تا شايد يك نفر بتواند اعتماد مردم را جلب كندو اين طور به در و ديوار نخوريد.
الیوم فحش به احمدی نجاد بای نحو کان مصداق تلاش فی التشکیل دوله وحدت الملیه
اما در این روزگار دیگر ناسزا به احمدی نژادد نقل محافل سیاسی چپ و راست شده و هرکس برای اینکه نشان دهد به نظام وفادارتر است ناسزاهای سنگین تری را نصیب او می کند و دم از مردم می زند و عجیبتر در این میان کسانی هستند که مردم در زمان حکومتشان شاهد تورم 50درصدی و درگیری های مدام وچپاول های فراوان از بیت المال بوده اند.
اما به هر روی فهم بنده پیرامون مسائل جاری بدین شرح است:
1-از ابتدای اعلام کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم هر کسی سعی کرد به نوع خود وی را از این تصمیم بازدارد ولی نشد و او مصمم بود حتی کار به جایی رسیده بود که طرفداران قالیباف علنا اقدام به تخریب وی و ودیگر افراد اصولگرا نمودند تا از سبد رای آنان کاسته و به نفع خود بهره برند واز طرف دیگر حرکت استبدادی بزرگان راستی مبنی بر اعلام یکطرفه لاریجانی به عنوان کاندیدای خود شکاف در جریان راست بیشتر شد و در نهایت مردم سرگردان منتظر بودند تا پس از 8سال حکومت اصلاح طلبان و عدم کسب توفیق از سوی آنان به فردی از جانب اصولگرایان رای دهند که از محبوبیت بالا و مدیریت خوب برخوردار باشند هرچند که تا شب آخر دور اول ستاد قالیباف از بالا بودن خود در نظرسنجی حکایت می کرد اما پس از رای گیری مشخص شد فردی که کمترین اقبالی نسبت به او بود توانسته برخی خواسته ها را جامه عمل بپوشاند و پس از اکبر هاشمی دوم شده که وی همان دکتر احمدی نژاد بود.
2-در دور دوم این بار رقابت بین ستون همیشگی نظام و فرزند انقلاب بود با وجود تحقیرهای فراوان و دروغهای متعددی که به احمدی نژاد نسبت داده میشد و تهدید علنی حسین مرعشی در گفتگوی خبری مبنی بر عدم همکاری با احمدی نژاد اما این بار نیز ستون نظام شکست و احمدی نژاد با فاصله 10میلیون رای رئیس جمهور ایران شد
3-پس از روی کار آمدن احمدی نژاد چپ و راست وقتی دید که شعارها و عملکرد او بر خلاف منافع بلند مدت و اقتصادی آنها است از هیچ حرکتی در کارشکنی در مقابل دولت رویگردان نبودند و جالبتر آنکه اینان که همواره پس از انقلاب باهم گلاویز بودند امروز به معنا واقعی به وحدت رسیدند که به هر نوع ممکن دولت نهم زمین بخورد تا دیگر کسی جرات نکند اسم عدالت و توزیع عادلانه ثروت را بیاورد

4-اینان با کارشکنی خود هر روزه به قسمتی از اقتصاد فشار وارد می کردند و نارضایتی را در مردم بیشتر می نمودند تا مردم هم از عدالت خسته شوند و در این میان تنها نجات بخش دولت نهم حمایت های داعیانه مقام معظم رهبری از دولت بود که دولت پس از هر سخنرانی آقا نفسی راحت می کشید و دوباره به خدمت به مردم سرگرم میشد اما متاسفانه برخی که بطونشان از حرام پرشده بود هرروز توهین ها یشان بیشتر میشد و میشود تا جاییکه جرات نموده رسما علیه رئیس جمهور ناسزا می گویند و خود را مصلح مردم می نامند.
5-اما اوج توهین ها در یکی دوماهه قبل عیان شد در آنجا که بحثی به نام دولت وحدت ملی عنوان گشت و عنوان شد که مبتکر این طرح عظیم اکبر ناطق نوری بوده که البته اصلاح طلبان هم از این آب گل آلود ماهی گرفه و از آن بیشترین بهره را برده اند در این میان جالبتر آن است که بزرگان اصولگرا نیز از آن حمایت کرده اند و بعضا آنرا تنها راه نجات در مقطع کنونی دانسته اند و عجیب تر اینکه این مساله را به نفع نظام عنوان می کنند البته زیاد هم عجیب نیست زیزا که اینان همواره پس از جنگ خود را تمام نظام تلقی می کردند و تصور می نمودمد که همه باید در خدمت آنان باشند و مصلحت آنان مصلحت نظام است و ....
6- در یک جمع بندی نهایی امروزه همانطور که در تیتر آمده ناسزا گفتن به احمدی نژاد در هر شکلی کمک به ایجاد این دولت به ظاهر وحدت ملی و فراموشی رهنمود های ولی فقیه است و به همین علت است که چپ و راست در ناسزا گویی به دولت گوی سبقت را از همدیگر ربوده و سعی در رقابت حداکثری را دارند تا در سایه یار دولت وحدت ملی بیشترین سهم را از آن خود کنند بار دیگر ایران را که به زور از آنان با شعار عدالت غصب شده باز پس گیرند.
بسمه تعالی
الیوم فحش به احمدی نجاد بای نحو کان مصداق المنور الفکریه
طی سالهای گذشته و در دوران به اصطلاح اصلاح طلبی در بین مردم دانشجو بودن یک نوع کلاس و روشنفکری محسوب می شدوهمه سعی داشتند به هر نحوی بدین جرگه بپیوندند حتی اگر کوچکترین علاقه ای هم به آن رشته نداشتند البته این فی نفسه خوب بود اما مشکل از آنجا شروع شد که هر کس که دانشجو می شد هنوز به ترم دوم نرسیده بود احساس خاص بودن به او دست می داد و بعضا اظهارات سخیفی علیه مردم میکرد و همه را عام می خواند و از طرف دیگر به خود اجازه میداد که به تمامی مسئولین بجز سید مظلوم ناسزا بگوید و حتی به مقام رهبری نیز توهین کند و سینه را بالا بگیرد که من روشنفکر شدم و دیگر مسائل کلان نظام را می فهمم و میتوانم مملکت را اداره کنم (هرچند نمی توانست پول تو جیبی خود را اداره کند )
مثلا دانشجوی مهندسی سیاسیت بین املل را تحلیل می کرد و با فهم جبری خود ایران را بدبخت می نامید و.... ماجرا بهمین منوال ادامه داشت تا در انتخاباتی آزاد و برابر فردی رای آورد که از حکومت لیبرالی 16سال گذشته ناراضی بود و می خواست تمام ساختار را برهم زند و آن را از نو بسازد در ابتدا چپ و راست این مساله را حربه ی انتخاباتی می دانستند و زیاد بدان بها نمی دادند اما کم کم متوجه شدند که ماجرا جدی است و از جدال سخت با ملک عبدالله جاسبی ماجرا شروع شدو همین طور تا سود بانکها و سفرهای استانی و....
حکمای قبل که عادت داشتند از بالا به مردم نگاه کنند برایشان سخت آمد با عناوینی چون شان و.... سعی در نصیحت داشتند اما وقتی فهمیدند ماجرا جدیست لمپنیسم مطبوعاتی را فعال کردند تا هرروزه بیش از بیست عنوان روزنامه چهره را خط خطی کنند و فاصله دولت با مردم را زیاد کنند از طرفی مافیای دوستان پدر هاشمی (کارگزاران ) سعی کردند با ضربه زدن اقتصادی دولت را ناکارامد جلوه دهند و زحمات دکتر با ازبین ببرند کم کم این ماجرا به دانشگاه کشیده شد و دیگر هر کس که جواب انتخاب رشته اش می آمد شروع می کرد به دولت فحش دادن و شخص رئیس جمهور را به تمسخر کشیدن و در ادامه ترم بالایی ها اقدام به تشکیل جلسات روشنفکری فحش به احمدی نژاد کردند و در جلسات هرکس برای فحش دریده تر بود روشنفکر تر بود
و اما در این چند ماه اخیر عموم مردمی که اعتماد ملی - اعتماد ویا... را می خوانند احساس می کنند که هرچه بیشتر به دکتر فحش دهند با کلاس ترند و روشن فکرتر . نمی دانم چرا اینگونه ایم به کسی رای می دهیم بعد از پشت خنجر فرو می کنیم شما می دانید؟
شایعه ی کمی دیدار از احمدی نژاد در اصفهان نشان از در ماندگی اصلاح طلبان دارد

اواخر سال بود ومجلس خود را به سمت يك درگيري ديگر با دولت نهم مي برد و آن بحث تغيير ساعت بود كه اقا كارشناساي ما بررسي كردن ديدن اگه ساعت تغيير نديم فلان قدر ضرر ميكنيم و ال ميشه و بل ميشه و يك پيش زمينه اي به مرده خوراي اصلاح طلب كه تمام هم و غمشون كوبيدن احمدي نژاده دادن تا توي جريده هاي دهن دره شون هر چي مي خوان بنويسن كه دولت با كارشناسي مخالف و..... اما همه ي اين مطالب از موضع بالا بود در برابر دولت بود .
اما چند هفته ي پيش خنده دار ترين قانون ايران تصويب شد. مجلس در حركتي منفعت طلبانه و جك منشانه طرح تجميع را تصويب كرد كه از اين قرار بود : به منظور كاهش هزينه هاي مادي و معنوي انتخابات و با هدف تجميع انتخابات رياست جمهوري و مجلس از عمر دولت نهم 4 ماه كاسته و به عمر مجلس هفتم 7 ماه اضافه مي كنيم .
اين قانون به قدري خنده دار بود كه چند روز پس از تصويب خود نماينده ها خنديدن ، البته شايد هم به ريش من و شما مي خنديدن چون آنها در 7 ماه صاحب 14 ميليون ميشدن و به احمدي نژاد براي مردم زير خط فقر تذكر مي دادن همونايي كه حامي محرومين بودن ابادگر بودن و..................................!!!!!!!!!!!!!! حالا چند تا سوال از مجموع بحثا پيش مياد:
1- اين مجلس برادر دولت است يا آ«ده ادعاي ميراث كند؟
2- مجلسي ها پشت سر ولي فقيه اند يا اگر پا بده ميگن اقا هم كار كارشناسي بلد نيست؟
3- مجلسي ها ولي فقيه و بيشتر دوست دارن يا هاشمي رو؟
4- ارتباط منطقي تصويبات همسوي مجلس با مجمع چيه؟
5- آيا مجلسيان استقلال راي دارن؟
6- آيا نماينده ها اساسا مي دونن قانون اساسي چيه ؟
7- " " " " قسم چيه؟
8- اصلا نماينده ها قسم خوردن يا........؟
9- اگه احمدي نژاد بره و عدالت خواهي دفن بشه راضي ميشن يا بايد ولي فقيه هم بره تا راحت پولا رو ...................آره؟
10-اگه دولت هيچ كار كارشتاسي نداره پس چرا رهبر حمايتش ميكنه،نكنه اينا دستشون تو يه كاسه است ؟
11-نكنه احمدي نژاد خيلي برا هاشمي شاخ شده كه حاضره از تمام ظرفيت هاش براي اين غده ي بد خيم استفاده كنه؟
12-آبادگران مجلس اساسا معني متحد استراتژيك و دشمن قسم خورده و.......رو ميدونن؟(شايد هم برداشت من اشتباهه و متحد استراتژيك از اول هاشمي و اصلاح طلبا و...... بودن و دشمن 3تير آمده)
13-اگه براي تغيير ساعت كار كارشناسي كردين پس چرا تشكيك دارين اهان شايد فقط مي خواستين بگين كه احمدي نژاد بي عرضه است ؟ مثل اينكه از يهx پرسيدن دليل مخالفت شما باy چيه گفت نمي دونم فقط گفتن بده.
14-راستي از ملك عبدالله جاسبي چه خبر از نامه ي پر مهرتون به رهبري در باره ي حكومتش تشكر كرد؟
15- راستي ارزش انرژي هسته اي بالاتره يا حكومت ملك عبدالله؟
16-راستي فرق شما با مجلس قبلي چي بود؟
هر وقت جواب اينا رو دادين معلوم ميشه اومدين براي كار نه سياسي كاري
سازمان مجاهدين انقلاب در بيانيه اي ضمن حمله به وزير اطلاعات، از رئيس جمهور به دليل خواندن دعاي فرج در ابتداي سخنان خود انتقاد كرد! خبرگزاري ايسنا در خبر ارسالي از اين بيانيه از انتشار اين بخش خودداري كرد. خبرگزاري ايلنا كه اين خبر را خبر اول سايت قرار داده، متن كامل بيانيه را منتشر كرده است.
همچنين اين خبر، خبر اول سايت بي بي سي ايران، قرار گرفته و رسانه هاي ضدانقلاب استقبال فراواني از بيانيه سازمان كوچك و چندنفره مجاهدين كرده اند.
در بخشي از اين بيانيه آمده است: با كمال تأسف سياستها و مواضع و اقدامات حاكمان جديد طي سالهاي اخير موجب شده است تا تصوير جمهوري اسلامي ايران از نظامي اسلامي و وحدتگرا در نظر مسلمانان جهان، به سوي حكومتي شيعي ميل كند. تظاهر عامدانه و غيرضروري به مظاهر شيعي به هر مناسبتي، از جمله مزين شدن صدر سخنان رييس دولت به دعاي فرج در مجامع بينالمللي، تأكيد و اصرار شديد بر بهكارگيري نمادهاي شيعي مورد حساسيت ديگر مذاهب اسلامي و ترويج و تأكيد بر عقايد افراطي و تغليظ شده و باورهايي كه حتي در ميان شيعيان نيز اجماع و اتفاقي بر آنها نيست، در برنامههاي تبليغي و ترويجي رسمي و نيمهرسمي در داخل و پارهاي اقدامات عملي در عرصة خارجي، متأسفانه زمينة مساعدي براي چنين دركي از جمهوري اسلامي را فراهم آورده است.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه بيانيه خود آورده است: به گمان ما براي برداشتن گامهاي عملي و واقعي در جهت تحقق انسجام اسلامي، علاوه بر تجديدنظر در برخي اقدامات و مواضع ناموجه در عرصة خارجي، بايد در حوزة داخلي نيز دست به بازنگري اساسي و بنيادين زد. پارهاي اقدامات كه چندان هزينهاي نيز در بر ندارد ميتواند به عنوان نقطه عزيمت، از جدي بودن عزم دولتمردان در حركت بر مسير انسجام اسلامي حكايت كند. از جمله اقداماتي نظير مشاركت دادن برادران اهل سنت در ساختار قدرت، اجراي اصل 15 قانون اساسي، رفع پارهاي محدوديتهاي استخدامي براي پيروان مذاهب و اديان و ... ميتواند ضريب انسجام اسلامي را در داخل كشور به نحو چشمگيري افزايش داده بر اتحاد و همبستگي ملي بيفزايد. از نظامي كه ديگران را به وحدت و انسجام اسلامي دعوت ميكند، پذيرفته نيست كه شهروندان اهل سنتش به علت محروميت از داشتن يك مسجد در پايتخت، براي برگزاري نماز و عبادت خود، ناگزير به سفارتخانة كشور بيگانه رجوع كنند.
عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي دولتهاي هفتم و هشتم را ركورددار تغيير مديران دولتي عنوان كرد.
مجتبي شاكري در گفتگو با باشگاه خبرنگاران درباره مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام مبني بر عدم تغييرات گسترده مديران دولتي گفت: اصل اينكه ما پايههاي نظام را به لحاظ مديريتي و اجرايي تثبيت كنيم خوب است ولي به طور حتم اين مصوبه در حد يك توصيه باقي ميماند.
وي با بيان اينكه در چنين مصوبههايي بايد اجزا و شاخصها را در نظر بگيريم افزود: وقتي يك مدير بالاتري نتواند به دلايلي با يك مدير پايينتركار كند چه بايد كرد؟ و مسلما اين چنين مسايلي در اين مصوبهها قابل گنجاندن نيست و بايد كار كارشناسي شود.
شاكري در پاسخ به اين سوال كه آيا علت مطرح شدن چنين مصوبهاي تغييرات گسترده مديران دولتي در دولت نهم بوده است؟ گفت: مطمئنا در زمينه تغييرات گسترده مديران، دولت هفتم و هشتم ركورددار است و آقاي خاتمي ركورد را شكست و ما شاهد هستيم تغييرات گسترده در استانداريها و فرمانداريها در زمان آقاي خاتمي،عدد بالايي را نشان ميدهد.
رفتارشناسی مجلس در برابر دولت نهم۲
رفتار شناسی مجلس در برابر دولت نهم
![]()


