شاید حتی خود سران رژیم منحوس صهیونیستی باور نمی کردند علی رغم توافق قبلی با بزرگان عرب ؛ جامعه عرب این مقدار تساهل و تسامح در برابر حرکاتی که جنایت در مقابل آنها هیچ است ؛ نشان دهد .
شاید تصور نمیکرد که حقوق بشر و سازمانهای آن این میزان پوشالی است که حتی از دادن یک بیانیه غیر الزام آور نیز عاجز باشد و در بحبوحه نسل کشی در غزه خبر یکش آزادی فلان زندانی از زندانهای رژیم آخوندی باشد ؛ چه اگر می دانست که تا این اندازه دنیای نامرد همراهش است هرچه زودتر نام حماس و غزه را در اذهان محو می کرد تا دیگر کسی جرات نکند پیرامون مقاومت دم بزند و بگوید مساله فلسطین مساله جهان اسلام است . اما در میان این صفحه بزرگ سیاه همان چند لکه سفید است که کار را خراب کرده و صهیونیست هرچه تلاش می کند که این چند لکه را پاک کند بدتر وسعت آن را بیشتر می کند .

آری تا دیروز پس از انقلاب 1979در ایران که ازنوع اسلامی آن بود آنها فهمیدند اولین لکه جدی سفید بر جبین این کاغذ نشسته و چون این لکه تازه است هرچه با او بکند لکه بیشتر پخش می شود مخصوصا این که جوهر این لکه سفید روحانی بود غیر قابل نفوذ و زرنگ که خوب ماهیت آنها را فهمیده بود و خوب می دانست خاورمیانه بزرگ یعنی چه پس عزم خود را جزم کرد تا ریشه این تفکر و این روحانی که روح الله نام داشت را از زمین برچیند ،
آنها ابتدا جنگی تمام عیار علیه ایران شکل دادند و پس از ناکامی شروع به اقدام جهت براندازی نرم نمودند (که این تا به امروز ادامه دارد)اما متوجه شدند که این لکه سفید که شعارش دفاع از مظلومین در جهان بود چند جای دیگر بر این ورق سیاه نگاشته و در فلسطین گروه جهاد اسلامی دم از مقاومت تا پای جان می زند و در جایی دیگر جوانانی برخواستند که خود را حزب الله می نامند و مقرشان در لبنان بود و این نیروها هر روز قوی تر می شوند پس رعب به دلش افتاد و دیگر خواب خوش نداشت و شروع کرد به پاک نمودن این لکه ها که هم با انتفاضه فلسطینی طرف شد و هم با اخراج از جنوب لبنان و هرچه بیشتر درگیر می شد ایران بالنده تر و دیگر گروه های مقاومت پرشورت رهر چند در ایران روح خدا به خدا پیوسته بود اما فردی جایش نشسته بود که دست کمی از او نداشت و یک آرمانگرا به تمام معنا بود.
باهمه ی این تفاسیر او با تمام توان خود سعی داشت که با این لکه در افتد و ابتدا سراغ لکه های کوچک می رفت و هر بار مفتضحانه برمی گشت چونان که ارتشی که شش روزه اعراب را زمین گیر کرد در مقابل یک نیروی کوچک حزب الله پس از 33روز شکست خورده بازگشت و امروزه نیز در منجلاب غزه گیر کرده و به هیچ یک از خواست هایش نرسیده است.
اما در همین گیر و دار که او در گیر این لکه هابود در ینگه دنیا و در جنوب آمریکا کشورهایی قدرت گرفتند که دشمن امپریالیزم بودند و از اسم آمریکا عروسک صهیونیستها نفرت داشتند و از قضا تمام سران این کشورها با رای مردم علیه آمریکا بسیج شدند و خود به خود تعداد این لکه های سفید بر این کاغذ سیاه افزوده شد و این بار در جریان این دد منشی عظیم صهیونیستها آنها نیز ساکت ننشستند و اقدامی نمودند که سران مسلمان عرب سر تا پا خائن انگشت به دهن ماندن چرا که فهمیدند تا به امروز آنها فقط اسم اسلام را یدک می کشیدند و مسلمان نبودند اما در آنسوی دنیا هوگو چاوز سوسیالیست کاری کرد که این مسلمانها جرات آن را نداشتند و آن اخراج سفیر رژیم غاصب صهیون از کشورش بود و حتی امروز کشور بولیوی نیز رابطه اش را با صهیون ها بخاطر جنایاتشان علیه بشریت قطع کرد .
در این جا می خواهم بگویم درود بر غیرت دینی ات آقای چاوز ، چه خوب است یک سفر دوره ای به کشورهای عربی بروی و کلاس غیرت و ظلم ستیزی برای سران آنها بصورت خصوصی و تمام وقت بگذاری تا شاید آن رگ خفته ای که از این جنایات درد نمی گیرد شاید کمی باد کند و حرکتی بکند ، البته برای مبارک وقت بیشتری بگذار چه اینکه او همیشه سر کلاس هم طرفدار قلدر کلاس بود و از این راه امرار معاش میکرد .کمی برای پادشاه ام القرای جهان اسلام (به قول خودشان)بگذار تا شاید بفهمد سگ نگهبان هم اگر ظلمی به انسانی می شود حداقل پارس می کند چه برسد به او که نگهبان خانه خداو حرمین شریفین است.

خلاصه خدا خیرت بدهد چاوز حداقل توی سوسیالیست حرف ولی امر مسلمین را گوش می دهی ونشان می دهی که اگر مسلمان نیستی حداقل روبروی مسلمانان هم نیستی همان بهتر که مسلمان نیستی چون اکثر این مسلمانان هم که ندای مظلومیت مسلمان می شنوند و خود را به کری زدند بقول پیامبر مسلمانان (ص) مسلمان نیستند یعنی اگر حرمله نیستی که مسلمان باشی و ظالم ، وهب هستی که مسیحی هستی ولی در لشکر حسین بن علی (ع)شمشیر میزنی.
و در آخر می گویم خوشا به غیرتت ای سوسیالیست



