نوشته زیر تحفه ای است تقدیم به رسول خدا ص و اهل بیت ع گرامی ایشان
روزهای تقویم گردید وگردید و دوباره به رحلت بانویی رسید که اسلام گسترش اولیه خود را مدیون فداکاری های ایشان است ، بانویی که به جرات می توان گفت که رسول آخرین الهی ص مدیون او بود چه اینکه در عزای او فرمود که یکی از رکن هایم را از دست دادم .
بانویی که همه چیز خود را در راه اسلام داد و حتی از شوهرش یک کفن هم نخواست و فقط برای رهایی از فشار قبر ردای رسولش را خواست آن هم با واسطه دخترش زهرای مرضیه سلام الله علیه که این خود میزان عظمت روحی ایشان را به خوبی بیان می کند .
نقل است که در سختی و مشقت سه ساله دره شعب ابی طالب اگر نبود حضرت خدیجه س مسلمانان از شدت گرسنگی جان می سپردند و حتی رسول خدا ص نیز شاید جان سپرده بود چه اینکه کفار در اقدامی هماهنگ مسلمانان را تحریم نموده بودند و برای خرید قوت غالب نیز جبهه اسلام در مضیقه بود و این ثروت خدیجه س بود که با آن احتیاجات غالب را با هزینه ای چند صد برابر تهیه می کردند و مبارزه را در راه اسلام تسهیل می نمودند (البته چه تسهیلی با این کار فقط مسلمانان را از مرگ نجات می دادند ) .

اصلا به کمی عقب تر بر میگردیم جناب خدیجه بانویی که هزاران غلام و کنیز و کارمند و چه وچه زیر دست او کار می کردند و صاحب ثروت عظیم بود دلباخته مردی کوچکتر از خود به لحاظ سنی می شود که در او روحی عظیم می یابد و او را منطبق بر نشانه های وعده الهی در آخر الزمان می بیند ، خود پا پیش می گذارد و فردی را برای خواستگاری خدمت محمد امین ص می فرستد و بالاخره می تواند رضایت وی را کسب کند ، رضایت فردی که هر چند در شهر او را امین می خواندند
اما به واسطه اینکه او امی بود و دارای مال و منال نبود جامعه سرمایه سالار جاهل صفت مکه به او اهمیت نمی داد ، و خود این حرکت ابتدایی نشان از روح بلند او دارد که فرق محسوسی با دیگر مردم آن زمان داشت که علی رغم همه شماتت ها و ایذا ها محکم بر سر حرف خود ایستاد و هزینه آن را هم پرداخت که همانا توهین و تحقیر از طرف حامیان جهل و تاریکی بود .
کمی جلوتر می رویم ، درد زایمان جناب خدیجه را فرا می گیرد ، ایشان می داند که این مولود با دیگران فرق دارد چه اینکه او در رحم سخن می گوید و مادر را دلداری می داد ، پس حساسیت او برای به دنیا آوردن این مولود بیشتر از دیگر مادران است چه اینکه او به وضوح دریافته که این دختر بهانه خلقت است و این بار باری است بس ارجمند ، پس از زنان جاهل زمانه کمک می خواهد و آن سفیهان به خیال اینکه با کمک نکردن به او موجبات تحقیر و حتی مرگ او را فراهم می کنند از کمک رساندن امتناع می ورزند و خدیجه گویی غم عالم بر دلش می نشیند و حزن سراسر وجودش را فرا می گیرد که ناگهان مشاهده می کند نوری اتاق را فراگرفته و سه زن جلیل القدر وارد می شوند و بروی و مولودش سلام می فرستند و به او کمک می کنند .
اصلا پیامبر سوای فداکاری خدیجه س ، به علت اینکه او مادر فاطمه س است ، عاشق اوست عشقی که تا لحظه ی رحلت ایشان از حضرتش جدا نشد و بارها موجب حسادت حسودی همچون عایشه و دیگر همسران شد تا جایی که در جای در حضور ایشان جناب خدیجه را توهینی می کنند و پیامبر ص به قدری برافروخته می شود که چهره مبارکشان سرخ شدی و عجیب تندی می کنند که خود عایشه نقل می کند که هیچ گاه پیامبر را اینچنین ندیده بودیم .
حتی ارادت رسول الله ص به ایشان به قدری بوده که سالها پس از فوت حضرتش هرباری که نذری توسط رسول خدا ص تقسیم می شده اول سهم همسایه های جناب خدیجه داده می شد و پس از آن بقیه افراد.
در هر حال با این تفاسیر ما مسلمانان خاصه شیعیان ظلم بزرگی در حق ایشان مرتکب شدیم و آن در حاشیه قرار دادن ایشان است و این همان خواست وهابیت وابسته به انگلیس است که در این خلا عایشه و حفصه را در عالم به عنوان همسران پیامبر جار بزنند و آن علقه و احترام عجیب پیامبر به جناب خدیجه را - که تا زمان رحلت ایشان رسول خدا ص همسر دیگری نگزید – بپوشانند .
نثار روح بلند و ملکوتی ایشان فاتحه مع الصلوات